پرنسس تیناپرنسس تینا، تا این لحظه: 6 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
پرنسسی نیلا از سرزمین بهارپرنسسی نیلا از سرزمین بهار، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
کلاس نقاشی رفتنمکلاس نقاشی رفتنم، تا این لحظه: 6 ماه و 9 روز سن داره
English classEnglish class، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 4 ماه و 4 روز سن داره
مینامینا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
النا😞النا😞، تا این لحظه: 19 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
آشنایی من با نی نی وبلاگآشنایی من با نی نی وبلاگ، تا این لحظه: 1 سال و 8 روز سن داره
وبلاگ پرنسس برای همیشهوبلاگ پرنسس برای همیشه، تا این لحظه: 10 ماه و 11 روز سن داره
سال نود وهشتـــسال نود وهشتـــ، تا این لحظه: 10 ماه و 3 روز سن داره

💖into the uknow💖

im a princass,who ever bilive har dreams😍

سه شنبه گرگی

1398/8/28 18:08
نویسنده : 👑princass nila👑
29 بازدید
اشتراک گذاری

خیلی عصبانیت.خیلی عصبانیم. 

چرا؟خب،امروز روز خیلی بدی به حساب امده.

من همیشه عاشق سه شنبه ها بوده ام.اما امروز افتضاح ترین سه شنبه ی دنیاست!

حتما میگوید:بسه دیگه نیلا !بگو چی شده خب!

هیچی!نه نه میگویم.

من داشتم دارچین را به انگیلیسی،سر زنگ زبان کار میکردم.((sermen? Or same?)) 

بعد ،ای-بی* از من پاک کن خواست.(( راستی،بگما ای -بی رو نباید عین ای بی سی دی...تلفظ کنید. یک چیزی شبیه اینe-bay.در واقع دیکته اش اینهAb-by)) 

بعد منم گفتم دارم زبان کار میکنم!از انیسابگیر‌. 

بعد ای-بی، رفت از انییسا بگیرد.یهو،انیسا هم گفت:

پیییس!مرداب، قورباغه!برگ گل نیلوفر ابی!دخترک!نیلا!اصغر!کفتر!)هی منو صدا میزد و من توجه نمیکردم.

بعد که نگاهش کردم یعنی ساکت شو لطفا،اون گفت:((پاک کنتو خوردی؟))

و من،ای-بی و ارورشا،زدیم زیر خنده،و خانم هم گفت:((باید برای مامان و بابا هاتون نامه بنویسم یا ساکت میشید؟))

*اسم واقعیت ای-بی نیستا!ما ای-بی صداش میزنیم.

این از بدبختی اول!بعد،ریاضی!خودتان میدانید!امتحان را کنسل کرد!!!!نهههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد هنر،البته هنر!من و ای-بی-که موهای بلوند خوشگل دارد،برعکس من!من موهای خوشگل قهوه  ای دارم-داشتیم میدوختیم،و با خانم صحبت میکردیم.بعد،خانم رفت تا به چند نفر تذکر بدهد،و گوشیش روشن بود!من زیر لب گفتم:((تصویر زمینه خانوم..))و ای-بی زد زیر خنده!

بعد خانم اومد:((شما دو نفر!تصویر زمینه من،عکس خودم!))اب شدیم!!

بعد مهارت،که هیچی!

این بدترین روز تاریخ است!تازه!تینا خیلی خجالتی است و بیشتر اوقات،از من هم خجالت میکشد،و تا به حال خیلی با من صحبت نکرده.و من نمیدونستم دندان گرگی دارد،((از اون دندونا که فکر کنم شما بهش میگین دندون خفاشی!سه گوشین...مثفهمید؟))

بعد،ای بی فکر کرده بود تینا گرگینه است.

چی بگم والاااا؟؟؟

راستی!اسم ای بی رو باید تو یک پست مخفی گفت،

 

پسندها (1)

نظرات (0)