پرنسس تیناپرنسس تینا، تا این لحظه: 6 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
پرنسسی نیلا از سرزمین بهارپرنسسی نیلا از سرزمین بهار، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
کلاس نقاشی رفتنمکلاس نقاشی رفتنم، تا این لحظه: 6 ماه و 9 روز سن داره
English classEnglish class، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 4 ماه و 4 روز سن داره
مینامینا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
النا😞النا😞، تا این لحظه: 19 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
آشنایی من با نی نی وبلاگآشنایی من با نی نی وبلاگ، تا این لحظه: 1 سال و 8 روز سن داره
وبلاگ پرنسس برای همیشهوبلاگ پرنسس برای همیشه، تا این لحظه: 10 ماه و 11 روز سن داره
سال نود وهشتـــسال نود وهشتـــ، تا این لحظه: 10 ماه و 3 روز سن داره

💖into the uknow💖

im a princass,who ever bilive har dreams😍

داستان سیندرلا...از زبان نامردی بدجنس!

1398/8/27 18:24
نویسنده : 👑princass nila👑
58 بازدید
اشتراک گذاری

🔮داستان سیندرلا از زبان نامادری بدجنس🔮

👗​​​​​​سلام.شاید اسم من به نظر شما نامادری بدجنس باشد،اما شما کاملا اشتباه میکنید!

در واقع بدجنس،ان دختر بی ادب و خدمتکار خانه ی ماست که اسمش سیندرلاست!

او نه تنها زندگی من را خراب کرد،بلکه بدترین زندگی نامه دنیا را هم دارد!

بگذاریداز اول بگویم:

مرد پولداری بود که قبل از من،زن دیگری داشت.او و زن بدترکیب و دختر بدترکیب ترش،زندگی خوبی داشتند تا زن ،مرد!

بعد،ان موقعه بود که زندگی من و دخترهایم درخشان شد!

من سر او افتابی شدم و بعد،ما زندگی او را صاحب کردیم!

البته سیندرلا،با مهربانی خایش من را اذیت میکرد.من هم به دخترهایم یاد دادم زجرش بدهند و خودم!

او را خدمتکار خانه کردم.تا سالها زندگی ما بهشت بود،ناگهان روزی،سیندرلا به اتاق من امد و کارت دعوتی داد.

خب!این کارت و مهمانی وقت ان بود که دخترهایم را پرنسس کنم!

البته ناگهان سیندرلا با پرویی پرسید که میشود او هم بیاید؟من هم کار های سختی به او دادم تا نتواند.

اما شب،ناگهان دیدم دختر پرو با لباس های زیبایی منتظر کالسکه است!

ما هم لباسش را پاره کردیم.وقتی تو کالسکه بودم اورا دیدم که لب حوض گریه میکرد.

تو مهمانی،دختر زیبایی انجا بود که کاملا سیندرلا را فراموش کردیم!

اما ساعت که دوازده شد،دختر فرار کرد و کفش را جا گذاشت.

فردای انروز،شاهزاده دنبال صاحب کفش رفت و حتی به خانه ما هم امد و معلوم سد سیندرلا صاحب کفش است!

هنوز دارم بر او لعنتت میفرستم 

 

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

زهرا بانوزهرا بانو
27 آبان 98 18:34
باحال بود
👑princass nila👑
پاسخ
از یک کتاب نوشتم...نویسنده اش من نیستم!
مامی و سارامامی و سارا
29 آبان 98 16:24
عجب!نامادری رو باش!
👑princass nila👑
پاسخ
چیه مگه؟؟😤
مامی و سارامامی و سارا
29 آبان 98 16:33
داستانه باحال بود!مگه من چی گفتم؟😿😿😿
👑princass nila👑
پاسخ
هیچی.این مربوط به قبل اشتیه بچه جان!