تیناتینا، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره
نیلانیلا، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره
کلاس نقاشی رفتنمکلاس نقاشی رفتنم، تا این لحظه: 4 ماه و 20 روز سن داره
English classEnglish class، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 2 ماه و 15 روز سن داره
بابا جونبابا جون، تا این لحظه: 38 سال و 6 روز سن داره
مامان جونممامان جونم، تا این لحظه: 36 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

💙Something never change💙

❄❄❄Find your power❄❄❄

روزی۰۰۰

1398/8/3 23:26
نویسنده : Elsa💎Anna💎nila💎
27 بازدید
اشتراک گذاری

روزی روزگاری،همین که کتاب وات اور افتر((قصه ها عوض میشوند ))رو خوندم،رفتم نویسنده اش رو سرچ کردم.

اولا اسم نویسنده اش سارا ملاسکی بود که اصلا اسم خاصی نبود۰مثل تینا،نیلاو۰۰

بعد زنی بود همسن ۲۰ سال بعد مامان من!مامان من۲۷ سالشه راستی 

اون خانوم حدودا  ۴۲ سالش بود

بعد با خودم گفتم پس حالا حالا وقت هست!

اول دوست داشتم درباره همین موضوع بنویسم،با این فرق که پرنسس های ویژگی توش بودند۰و ایبی جونایی وجود نداشت۰همین ماجرا ترسناک خودمون۰من و تینا ۰ددو خواهر۰♡الساوانا

اما دلم نمیخواد بهم بگن:این داستان مورد قبول نیست!صد قرن پیش نوشته شده!

پس یه ماجرای جدید۰۰۰

اما این چیزا،با تلاش به دست میاد!تلاش۰۰تلاش۰۰تلاش

تا الان که تلاش نکردم۰

شروع میکنم،واقعا!مثل ایبی میشم و واسه وکیل شدن میجنگم۰۰ببخشید منظورم نویسنده شدن بود۰

من تلاش میکنم۰۰۰۰من تلاش میکنم!

باید!بببباید!

من یک وکی۰۰۰۰نویسنده ام!

سعی!

تلاش!

آینده!

تتتتلاش!

اینه ی جادویی هم بی خیال!

راستی ،دیشب پیش نیلوفر خونشون خوابیدم۰

خونمون نتونستم۰

نیلا۰۰۰۰نیلا۰۰۰تینا۰۰تینا۰۰۰

#صدای عجیب

پسندها (2)

نظرات (0)