پرنسس تیناپرنسس تینا، تا این لحظه: 6 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
پرنسسی نیلا از سرزمین بهارپرنسسی نیلا از سرزمین بهار، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
کلاس نقاشی رفتنمکلاس نقاشی رفتنم، تا این لحظه: 6 ماه و 9 روز سن داره
English classEnglish class، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 4 ماه و 4 روز سن داره
مینامینا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
النا😞النا😞، تا این لحظه: 19 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
آشنایی من با نی نی وبلاگآشنایی من با نی نی وبلاگ، تا این لحظه: 1 سال و 8 روز سن داره
وبلاگ پرنسس برای همیشهوبلاگ پرنسس برای همیشه، تا این لحظه: 10 ماه و 11 روز سن داره
سال نود وهشتـــسال نود وهشتـــ، تا این لحظه: 10 ماه و 3 روز سن داره

💖into the uknow💖

im a princass,who ever bilive har dreams😍

پنجشنبه...۲/۱/۲۰۲۰

سلام😗 شب چهارشنبه من تا ساعت ۲  وخورده ای بیدار بودم و خوابم نمیبرد و داشتم با هنذفیری فانسی نانسی میدیدم😊 بعد می گفتم لابد ۱۰بیدار میشم نگو ۹پاشدم! رفتم ساعت تبلتم هم دیدم ۹:۰۰نشون میداد صبحونه خوردم((🍞🍵🧀)) من اگه حوصله داشته باشم صبحونه شاهانه و سلطنتی مثلا درست میکنم:) منم خوردم رفتم فانسی نانسی دیدم. بعد آلیس در سرزمین عجایب دیدم....خیلللی باحال بود آلیس دنبال دستکش خرگوش میگشت یک بشقاب بیسکوییت پیدا کرد گفت با اجازه ما یکی خوردیم😂😂 بعد بزرگ شد کل خونه پر شد گفتم با خودم پس بنده خداها ایبی و رابین و پنی چجوری جا شدن😂😂 بعد هی انگیلیسی فارسی میشد و من عاشق انگیلیسی بودم صدای آلیس انگیلیسی خیلی نازه ولی فا...
12 دی 1398

گل مژه!!

تینا گل مژه داره و صبح ها باید قطره بریزه😃 همیشه هم مامانم براش میریزه.اما امروز مامانم یادش رفت.سپرد به من. صبح بلند شدم و دیدم تینا طبق معمول بیداره. گفتم بیا واست قطره رو بریزم.یهو الفرار نمیخوام و دردم میگیره و... گفتم مامان گفت بریزم.تو که هروز میریزی و دردت نمیگیره. البته خب اونروز چون شبش کلی با من دعوا و گریه کرده بود چشش درد میکرد. شپردم به میناو گفتم صبر کن از مدرسه بیاد. از مدرسه اومد و گفتم بریز گفت به من چه!!! یعنی داریم از این خواهر سیندرلاییی تر!؟ به النا گفتم هی عین همیشه غر زد و به من چه و من میخوام برم دانشگاه و... گفتم نخواستیم خسیس.😂 اونم در رو کوبوند و رفت دانشگاه اخرم هیچی به هیچی.میذ...
9 دی 1398

امتحانات🙅🙅🙅

میرسد از چپ وراست...امتحانات کلاس🙇🙇 اههههه🙇🙇 حالا خدارو شکر بعد راحتیم تااااا اردیبهشت. کاش میشد زمان رو متوقف کرد،بعد پرید تو یه زمان دیگه!مثلا متوقف میشد...میرفتم تو دوم دبستان!یعنی کسایی که الان اولن باید قدر بدونن!فردا که بزرگ بشن کلی امتحان دارن!اههه،خوش به حال تینا!سالدیگه میره دوم.من میرک امتحان نهاییییی!
5 دی 1398

تعطیلات مدارس را چگونه گذراندید؟

شنبه: صبح ساعت شش!مامانم بیدارم کرد گفت برم مدرسه..یهو بابا تلویزیون رو روشن کرده بود من داشتم یونیفرم رو میپوشیدم رفتم کفش بپوشم دیدم مامان و بابا نیستن!بعد دیدم تینا خوابه!مامان از سر کار زنگ زد گفت امروز تعطیلیممممممم مامان خوش خبررررررررررررر😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘 😘😘😘😘😘😘😘😘 اول مفصل از خودم پذیرایی کردم صبحونه خوردم!بعد کاردستی شب یلدا ساختم و درس خوندم. یکشنبه: ساعت ۱۲شب بود یهو نوشین جون((معلم علوم و ازمایشگاه ما اسمش نوشینه و خیلی جوونه،فقط ده سال از ما بزرگتره!برای همین گفت اشکال نداره بهش بگیم نوشین جون.بعد با من صمیمی هست و قشنگ عین خواهریم.از کلاس اول باهم رفیق بودیم البته اونموقعه نوشین جون هفده سالش...
26 آذر 1398

این هفته عشق بود😍😍😍تعطیلی!

  سلامممم.... ما این هفته رکورد زدیم.از شنبه تا چهارشنبه تعطیلیممممممم!!!!! البته فردا  نمیدونم.انانشالله فردا هم تعطیل باشه این عکس های خوشگل نوید بخش رو خاله ام درست کرده که اصفهانن.اونا بدبختا تعطیل نیستن.😀خاله ام کوچولویه،دوازدهمه   ...
26 آذر 1398